شاید فردایی دگر هرگز نباشد
با هم اینجوری نبودیم٬ اصلاً قرار نبود اینجوری باشیم قصه ی ما قصّه عشق
و عاشقی نبود اما...............
چقدر زیبا گفته اند: عشق یک حادثه است.
تقدیم به فرشته ای که بالهایش را چید تا در کنارم بماند,تقدیم به مادرم و تمام
مادرهای دنیا :
کنون که سالها از عمرم می گذرد,هنوز تشنه اغوش توام.
هنوز مامن تنهایی ام,
پناه خستگی هایم,
خواسته دو چشم بارانی ام,
نگاه پر مهر توست.
من بزرگ شدم.اما هنوز طفل توام.
گاه به چشمانت خیره می شوم که چقدر بیدار ماند و خون شد.گاه به دستانت خیره
می شوم که چقدر تکانم داد و خرد شد.گاه از مهرت به حیرت آمدم که هیچگاه کم
نشد.
درلابه لای کوچه هایی که بین مان فاصله انداخت,در لابه لای شلوغی هایی که ما را
از هم دور می کرد,گاه تنها معجزه برایم تازگی داشت.غافل از اینکه معجزه, حضور
توست.
از گذشت تو چگونه می توانم صحبت کنم که حضورم ,از گذشت توست.
واژه ای برای بیانت نمی یابم,قلمم نمی تواند توصیفت کند و تو اولین موجودی
هستی که از بیان عظمتت عاجز ماندم.
تنها می توانم بگویم "فتبارک الله احسن الخالقین"





روز زن و روز مادر بر همه شیر زنان و مادران
فداکار وطنم مبارکباد 













